واکسن 18 ماهگی
عزیزم الهی برات بمیرم که این واکسن خیلی اذیتت کرد
شنیده بودم این واکسن از همه واکسنا سختره النای منم خداروشکر خیلی خوش واکسن بود تا قبل از
این اصلا برای هیچ کدوم از واکسنا نه تب کرده بود نه درد داشت ولی قضیه این یکی فرق داشت ...
وقتی اومدیم خونه دیگه پاشو زمین نمیذاشت مامان فدات بشه گلم هم دلم واست خیلی میسوخت
هم از حرکاتت خندم میگرفت اخه میخواستی بری اسباب بازی برداری چهاردست وپا میرفتی خلاصه که
کلی داستان داشتیم منم فرصت رو غنیمت شمردم چندتا عکس یادگاری ازت گرفتم


بعداظهر هم خاله لیلا النا کوچولو رو اوردش خونه ما
دختری ما هم که عاشق نینیه درد پاش یادش رفت با شروین والنا کوچولو یه عالمه بازی کرد
مامان فدای مهربونیات که اسباب بازیهاتو به همه میدی وباهاشون بازی میکنی یکی یه دونه من

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن 18 ماهگی
